ترکمن سسی - بهرام جرجانی - آزادی برای زن بیحجاب، اما محدودیت برای زن محجبه؛ این دیگر آزادی نیست، انتخاب سلیقهایِ صاحبان قدرت است!
از حجابستیزی در آذربایجان تا خودباختگی غربشیفتگان وطنی
این روزها گزارشهای منتشرشده از جمهوری آذربایجان درباره محدودیت پوشش اسلامی در مدارس و ممانعت از ورود برخی دانشآموزان محجبه به کلاسهای درس، پرسشی جدی را پیش روی افکار عمومی قرار داده است: چگونه میتوان از پیشرفت، استقلال و حقوق شهروندی سخن گفت، اما دختری را میان تحصیل و پایبندی به باور مذهبیاش قرار داد؟
ماجرا فقط یک روسری نیست؛ مسئله، حق انتخاب، کرامت انسانی، آزادی اعتقاد و نسبت حکومت با هویت فرهنگی و مذهبی جامعه است.
آقای علیاف؛ رضایت تلآویو مهمتر است یا حقوق دختران مسلمان؟
الهام علیاف، رئیسجمهور آذربایجان، باید درباره سیاستهایی که به محرومیت برخی دانشآموزان محجبه از حضور در کلاس انجامیده، پاسخگو باشد. مقررات جدید پوشش مدارس صراحتاً نام حجاب را ذکر نمیکند، اما گزارشهای رسانهای حاکی است که اجرای این مقررات در برخی مدارس، عملاً دختران محجبه را از ورود به کلاس بازداشته است.
استدلال رسمی حکومت، رعایت لباس فرم و سکولار بودن نظام آموزشی است؛ اما یک پرسش اساسی همچنان پابرجاست: آیا رعایت لباس فرم واقعاً مستلزم محروم کردن دانشآموز از آموزش است؟
اگر مسئله، نظم آموزشی است، چرا راهحلی پیدا نشود که هم لباس فرم رعایت شود و هم حق تحصیل دختران از بین نرود؟
آیا روسری یک دانشآموز، مانع یادگیری ریاضی، ادبیات، علوم و زبان است؟ آیا ایمان یک دختر مسلمان، صلاحیت علمی او را زیر سؤال میبرد؟ و آیا حکومت برای حفظ نظم مدارس، ناچار است هزینه سیاستهای خود را از حق آموزش کودکان بگیرد؟
مدرسه باید دروازه ورود به دانش باشد، نه دروازهای که دختر مسلمان را بهخاطر پوشش مذهبیاش پشت آن نگه دارند.
اما پرسش درباره علیاف فقط به مدارس محدود نمیشود. روابط نزدیک حکومت آذربایجان با اسرائیل و همکاریهای سیاسی و راهبردی آن با قدرتهای غربی، موضوعی مشروع برای نقد و پرسشگری است.
وقتی یک حکومت در عرصه خارجی روابط خود را گسترش میدهد، اما در داخل با اعتراض شهروندان درباره آزادی مذهبی روبهرو میشود، حق افکار عمومی است که از اولویتهای آن حکومت سؤال کند.
ما برای اثبات ارتباط مستقیم میان سیاست حجاب و خواست اسرائیل یا آمریکا، به سند مستقل نیاز داریم؛ اما برای مطالبه پاسخگویی درباره محدودیتهای حجاب، نیازی نیست انگیزههای اثباتنشده به کسی نسبت دهیم. خودِ پیامدهای این سیاستها، بهویژه اگر به محرومیت از تحصیل بینجامد، موضوعی جدی و قابل نقد است.
آقای علیاف! نزدیکی به قدرتهای بزرگ، بهخودیخود نشانه استقلال نیست؛ همانطور که فاصله گرفتن از سنتهای دینی مردم نیز بهتنهایی نشانه پیشرفت محسوب نمیشود.
استقلال واقعی زمانی معنا دارد که حکومت، پیش از رضایت پایتختهای خارجی، به حقوق و کرامت شهروندان خودش احترام بگذارد.
آذربایجان؛ مردم را با سیاست حاکمان یکی نگیریم
جمهوری آذربایجان سرزمین مردم آن است؛ مردمی با تاریخ، فرهنگ و ریشههای عمیق منطقهای و اسلامی. هیچکس حق ندارد صرفاً به دلیل سیاستهای یک دولت، درباره ایمان، هویت یا اصالت تمام مردم آن کشور حکم صادر کند.
اتفاقاً حمایت از زنان محجبه آذربایجان، دفاع از حق همین مردم برای حفظ باورهایشان است؛ مردمی که باید بتوانند درباره آینده جامعه خود تصمیم بگیرند، اعتراض مسالمتآمیز کنند و از حقوق قانونیشان دفاع کنند.
ما با مردم آذربایجان دشمنی نداریم؛ مسئله، سیاستهایی است که ممکن است آزادی مذهبی و حق آموزش شهروندان را محدود کند.
نه میتوان همه مردم یک کشور را به رفتار حکومتشان فروکاست و نه میتوان به نام استقلال ملی، پرسشگری درباره تصمیمهای حکومت را ممنوع کرد.
حمایت صریح از پویش حجاب در آذربایجان
ما از پویش حجاب در جمهوری آذربایجان حمایت میکنیم؛ از صدای زنانی که خواهان احترام به اعتقادات خود هستند، از خانوادههایی که نگران تحصیل دخترانشاناند و از هر مطالبه مسالمتآمیزی که برای حفظ آزادی مذهبی و کرامت انسانی شکل میگیرد.
مطالبه روشن است:
- هیچ دانشآموزی نباید صرفاً بهخاطر حجاب از حق آموزش محروم شود.
- هیچ زن محجبهای نباید بهدلیل باور مذهبیاش تحقیر یا با تبعیض مواجه شود.
- هیچ حکومتی نباید به نام سکولاریسم، حقوق اساسی شهروندان را بدون ضرورت و توجیه قانونی محدود کند.
- هیچ زنی، چه محجبه و چه بیحجاب، نباید قربانی تحمیل عقیده و اجبار شود.
دفاع از حجاب، دفاع از حق انتخاب و آزادی اعتقاد است؛ نه مجوزی برای تحقیر زنان بیحجاب یا تحمیل یک سبک زندگی بر تمام جامعه.
اگر آزادی ارزش است، باید برای همه باشد؛ اگر کرامت انسانی اصل است، نباید به نوع پوشش وابسته باشد؛ و اگر حقوق بشر معنایی دارد، باید در زندگی واقعی شهروندان دیده شود، نه فقط در سخنرانیها و بیانیههای سیاسی.
و اما غربشیفتگان وطنی؛ آزادی را با سلیقه خودتان اشتباه نگیرید!
حکایت علیاف و سیاستهای باکو، یک پرسش دیگر را هم پیش میکشد؛ پرسشی خطاب به کسانی که در داخل، برای جلب رضایت غرب چنان شتاب دارند که گاهی هویت فرهنگی و مذهبی جامعه خود را با دیده تحقیر مینگرند.
همانهایی که وقتی محدودیتی علیه نمادهای مورد علاقهشان اعمال میشود، از آزادی فردی و حقوق بشر سخن میگویند؛ اما وقتی پای زن مسلمان و حجاب او به میان میآید، ناگهان برای آزادی تبصره مینویسند!
اگر زنی بیحجابی را انتخاب کند، میگویند انتخاب شخصی اوست؛ بسیار خوب! پس چرا وقتی زنی حجاب را انتخاب میکند، همان حق انتخاب به مسئلهای تحملناپذیر تبدیل میشود؟
مگر آزادی، ملک شخصی غربشیفتگان است که هر وقت به سود سلیقهشان بود از آن دفاع کنند و هر وقت با باور مذهبی مردم روبهرو شدند، برای محدود کردنش دلیل بتراشند؟
غربشناسی با غربزدگی تفاوت دارد؛ جهاننگری با خودباختگی یکی نیست و پیشرفت هم به معنای بریدن از هویت تاریخی و فرهنگی جامعه نیست.
میتوان از علم، فناوری، مدیریت و تجربههای موفق کشورهای غربی آموخت، بدون آنکه برای اثبات روشنفکری، باورهای دینی مردم خود را کوچک شمرد. میتوان منتقد سنتهای نادرست بود، بدون آنکه آزادی مذهبی را انکار کرد. و میتوان از حقوق زنان دفاع کرد، بدون آنکه زن محجبه را از دایره زنان صاحب حق بیرون گذاشت.
اگر برای زن بیحجاب آزادی میخواهید، اما برای زن محجبه محدودیت را توجیه میکنید، مسئله شما آزادی نیست؛ مسئله، موافقت یا مخالفت شما با انتخاب دیگران است.
به مدعیان آزادی باید گفت: حقوق بشر، منوی انتخاباتی نیست که فقط بندهای مورد پسندتان را از آن بردارید! آزادی را نمیتوان به پوشش دلخواه خود محدود کرد و بعد نام آن را پیشرفت گذاشت.
کسی که برای جلب رضایت قدرتهای خارجی، از حق و کرامت مردم خودش چشم میپوشد، باید پیش از نصیحت دیگران درباره استقلال فکری تأمل کند.
سخن آخر؛ نه به حجابستیزی، نه به خودباختگی
آقای علیاف! اگر از استقلال آذربایجان سخن میگویید، آن را در احترام به حقوق شهروندان نشان دهید. اگر از سکولاریسم دفاع میکنید، آن را به معنای حذف یا محروم کردن شهروندان مذهبی از حقوقشان تفسیر نکنید. و اگر نظم آموزشی هدف شماست، راهحلی انتخاب کنید که دختران را از تحصیل محروم نکند.
و خطاب به غربشیفتگان داخلی: پیش از آنکه برای دیگران نسخه آزادی بپیچید، به این پرسش پاسخ دهید؛ آیا زن مسلمان، به همان اندازه زن غیرمسلمان یا بیحجاب، حق دارد باور خود را آزادانه زندگی کند؟
ما نه برای تحمیل عقیده بر دیگران ایستادهایم و نه برای تحقیر کسانی که انتخاب متفاوتی دارند. ما از حق انسان برای پایبندی آزادانه به باورهایش دفاع میکنیم.
اسلام را نمیتوان از حافظه تاریخی میلیونها انسان جدا کرد؛ حجاب را نمیتوان با بخشنامه از باور کسانی حذف کرد که آن را بخشی از ایمان خود میدانند؛ و استقلال یک ملت را نمیتوان با میزان نزدیکی حاکمانش به قدرتهای خارجی سنجید.
نه به تبعیض علیه زنان محجبه؛ نه به محرومیت از تحصیل؛ نه به تحمیل عقیده؛ نه به خودباختگی در برابر قدرتهای خارجی؛ و آری به آزادی اعتقاد، کرامت انسانی و استقلال ملتها.
حجاب را نمیتوان با تحقیر از باور مردم حذف کرد؛ آزادی را نمیتوان با معیار دوگانه تعریف کرد؛ و عزت یک ملت را نمیتوان با لبخند به قدرتهای خارجی اندازه گرفت.
✍️ بهرام جرجانی | کارشناس حقوق





- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای اسلامی منتشر نمیشود.
- نظرات بعد از ویرایش ارسال میشود.