ترکمن سسی - عبدالمجید زیتونلی ، خیر درختکار صحرا نوشت: هشت سال پیش، مهربانی را در دل خاک کاشتم و امروز به قامت بلند چنارهایم تکیه دادهام. بگذار باد در میان برگهای پهن چنارهایم بپیچد و به گوش جهان برساند: اینجا انسانی زیست که هشت سال، عشق را به زبانِ سبزِ درختان ترجمه کرد.
هشت سال گذشت، هشت بهار که با جوانههایشان بیدار شدم و هشت خزان که با برگهای نارنجی شان به تماشا نشستم. این درختان، دیگر فقط چنار نیستند جگرگوشههایم هستند که با تپشهای قلبم قد کشیدهاند. برای این سایه های سبز، هشت سال پدری کردم، با هر جوانهشان، خودم دوباره جوانه زدم و با ریشه گرفتنشان، امید و شوق گرفتم و ماندگار شدم.
حالا دیگر آن نهالهای کوچک دیروز، چنارهای جوان و تنومندی شدهاند که با غرور، پنجه در پنجهی آسمان انداختهاند.
هر گره بر بدنهی این چنارها، قصهای از یک سال مراقبت و دلبستگی است. آنها حالا هشت ساله شدهاند، نه فقط به اعتبارِ تقویم، که به اعتبار تمام مهری که از قلبم نوشیدند. ایستادن در میان این چنارهای قد برافراشته، تماشای شکوهِ اصالتِ خودم است.
این چنارها امروز دیگر بخشی از شناسنامهی من هستند. تنه به تنهی آنها که میسایم، زبری پوستهی درخت، زبریِ دستانِ صبوری خودم را روایت میکند که هشت سال تمام، مثل فرزندان خود به آنها جان داد.
زیتونلی ـ بهار ۱۴۰۴
زیتونلی ، بهار ۱۴۰۵ روستای سبز ایران
(قورچای، آزادشهر ، گلستان)





- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای اسلامی منتشر نمیشود.
- نظرات بعد از ویرایش ارسال میشود.