c_300_250_16777215_10_images_photo_2022-09-09_16-12-29.jpg

 

ترکمن سسی - شهروند جرگلانی می گوید: سال از روزی که غیادی جوان برای گذراندن طرحش به روستای یکه سعود آمد میگذرد ،و شاید ٣٠ سال دیگر از روزی که ما را ترک کرد بایستی زمان بگذرد تا این مرد توسعه گرا را بشناسیم و به مردم بشناسانیم.


 عبدالله محمدي
به اسطوره ها پيوست
دكتر عبدالجليل غيادي طبيب دردهاي جسمي و حكيم آلام روحي  مردم ،
 پناه بيماران و ملجأ درماندگان در برهوت جرگلان با گذشتن از اين دنيايي كه برايش آسودگي نداشت ، اسطوره تركمن ها و افسانه پايان ناپذير صحرا شد  .
 تيمارخوار بيماران تيمارداري نداشت .  در راه خدمت به مردم جرگلان رنجها كشيد و  در راه پرورش اسب ،تازيانه هاي تهمت و  دروغ و ناسپاسي را برجان خريد .
 او با گذاشتن خاطراتي گرانبها خاطره ما شد .
خدايش بيامرزد و به بازماندگانش صبر عطا فرمايد .

قاقا نیکدل از کرپشلی
بنده ۷۳ سال سن دارم . ۴۰ سال از عمرمو سیگار کشیدم ، ناراحتی قلبی پیدا کردم ، بخاطر این بیماری زیاد نزد دکتر غیادی می آمدم ، دکتر چند باری به من گفت ؛ قاقا دایی اگر سیگار رو ترک نکنی دنیا رو ترک می کنی ! زیاد اهمیت نمی‌دادم
یک روز هم حالم خیلی بد بود باز هم نزد دکتر امدم دکتر باز هم گفت سیگار رو ترک کنم اگر ترک نکنم میمیرم. امدم خانه  فندک و سیگارم را با تیشه خورد کردم و ریختم دور و از اون زمان تا الان ۱۲ سال است که من دیگه سیگار نمی کشم .

سامی ، شهروند بجنوردی
با نام و یاد خدای مهربان
با دکتر شهید غیادی بودن یعنی خاطره و امید و سرشار از انرژی و زندگی بودن .
همیشه دکتر از آینده و امید به زندگی صحبت می کردند . چه بسا بارها من خودم از جایی ناراحت بودم  فقط  حضور و محبت  با دکتر برای مدت ۲ دقیقه کافی بود تا بتوانم امیدوارانه به زندگی نگاه داشته باشم .
بسی حیف که مردان خوب روزگار خیلی زود از کف ما رها می شوند.

یک شهروند چرگلانی
سال ۹۱ بود و نصف شب دخترم تب شدیدی کرده بود . آن را به مطب دکتر رساندم بعد از معاینه دکتر گفتن فقط چند دقیقه دیرتر آورده بودین تشنج می‌کرد. و آن زمان فهمیدم که چقد حضور دکتر در منطقه نعمت است.چون اگه تا بجنورد میرسوندم معلوم نبود حال بچه ام چه میشد. واقعا نعمت گران بهایی را از دست دادیم
خداوند رحمتش کنه

سیدحاتم حاتمی عضو شورای شهرستان راز وجرگلان
دکتر عبد الجلیل غیادی که یکسال قبل نا باورانه از میان ما رفت حلول چهره‌ای محبوب، محترم، حاذق، توانمند و مدبر بود. او پزشک، ، جهادی و طبیعت دوست واسب داری نمونه  بود. من او را پیش از همه این عناوین ارجمند و پرافتخار، یک خیر و یک حلقه اتحاد بین شهرستانی می‌دانم،  شاید اگر نبود دکتر غیادی تا الان شهرستان راز وجرگلان از هم پاشیده بود.
با مرگ دکتر غیادی جامعه پزشکی از یک پزشک متعهد و جامعه علمی از یک استاد دغدغه‌مند خالی شد.
 دکتر غیادی  از اون دردانه‌های زمانه بود که هیچ وقت جای خالی‌شون پر نمیشه، از اونها که داغ‌شون همیشه تازه می‌مونه. از اونها که حتی وقتی اسمش از ذهنت عبور می‌کنه، رد اشک زیر پلکت میشینه.
 آرام و قرار نداشت. موفقیت‌های شغلی (پزشکی) برایش کافی نبود و ذهنش درگیر صعود بود و در نهایت یک صعود بی‌پایان! فراموش نشدنی هستی دکتر بامرام و خوشنام.
آن همه نبوغ و هوشمندی، آن درجه از جسارت و شجاعت، آن وسعت خیرخواهی و پاک سرشتی، آن همه شادمانی، شتاب و طراوت را در کدام واژه ها می توان گنجاند؟
همیشه مهربان بود، انگار می‌دانست در این دنیا چیزی به‌جز مهربانی باقی نمی‌ماند. همیشه صبور بود، سخاوتمند بود. در دوستی، برادری و رفاقت کم نمی‌گذاشت و از چیزی دریغ نمی‌کرد.
امیدواریم از دکتر غیادی فقط اسمش در ذهنمان نماند منش ورفتارو تلاش برای وحدت شهرستان هم از دکتر غیادی الگو بگیریم

حاج کرکی پولادین
امروز یکی از اهالی روستای گرکز که سالها رئیس شورای اسلامی و همچنین از معتمدین این روستا هست به ما سری زد و کتاب گوراوغلی از سری داستان های جذاب ترکمن را هم آورده بود.
او از خاطراتش با دکتر گفت ؛ دکتر علاقه زیادی به کتاب های ترکمنی و داستان های آن داشت هر موقع مرا می دید میگفت جیقلی بیگ (نام شخصی در داستان گوراوغلی ) برام از داستان های گوراوغلی بخوان ... و من برایش می خواندم حتی گاهی شب ها دور هم جمع می‌شدیم و این کتاب را هم می اوردم و ساعت ها داستان های آن را باهم می خواندیم که یک شب با دست خط خودش روی این کتاب متنی ترکمنی نوشت .
می خواهم بگوییم دکتر حواسش به همه چیز بود به منه پیرمرد که پیرمردها را گنجینه فرهنگ ترکمن می دانست و حتی تشویق امثال ما برای حفظ فرهنگ غنی مان و مهمتر مطالعه و دانستن از هر چیزی.
دکتر مرا خیلی دوست داشت البته همه همین را می گویند انگار همه رو دوست داشتند و طوری با آنها رفتار کرده بود حس محبت و صمیمیت بین آنها ایجاد شده بود.

عسل نیکان جرگلان
 یکسال از وداع ناباورانه اش گذشت!
سالی که با تحمل هجرت تو مبدل به
قرنی شد وچشمان خسته مابه امید
بازگشت تو مانند دو شمع سوخته جان،
همچنان به راه است.اندوه رفتن تو بسیار گران ودردفراقت طاقت فرساست وماتنها باخاطره خوبیها ومحبتهایت ان را تحمل میکنیم.باشد که مانیز ذره ای از ان همه محبت وانسان دوستی و مردم داری را در وجود خود پرورش دهیم.

دوشنبه های توسعه:
٣٠ سال از روزی که غیادی جوان برای گذراندن طرحش به روستای یکه سعود آمد میگذرد ،و شاید ٣٠ سال دیگر از روزی که ما را ترک کرد بایستی زمان بگذرد تا این مرد توسعه گرا را بشناسیم و به مردم بشناسانیم.
اگر بخواهیم از توسعه پایدار منطقه ای و روستایی سخنی به میان بیاوریم، بی تردید دکتر عبدالجلیل غیادی نمونه بارز از تلاشگران واقعی این عرصه بود.
او همراه با حرفه پزشکی سعی کرد با توانمند کردن جامعه محلی این منطقه را به سمت اقتصاد محلی از طریق پرورش اسب ترکمن و تولید  فرش ابریشم هدایت کند و در این مسیر توفیقات بسیاری داشت.
کلیپی که میبینید بخشی از صحبت های دکتر غیادی در رابطه با ارتباط دو کشور ایران و ترکمنستان علی الخصوص استان خراسان شمالی و آخال و فرصت ها ی پیدا و پنهان در صورت تحقق این اتفاق است.
غیادی باور داشت مرز مشترک ما با ترکمنستان مرزی پرگهر و آنجا را دروازه ورود به آسیای میانه می دانست و برای این حرفش استدلال های بی شماری داشت.
روحش شاد و یادش گرامی


برگرفته از: جرگلانینگ توپراغی ، کانال اطلاع رسانی منطقه جرگلان

نوشتن دیدگاه

مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
- نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

 

ترکمن سسی

turkmensesi

تبلیغ

 

 

نوین وب گستر