یادداشت : بهرام جرجانی - جهان اسلام امروز شاهد پدیدهای تلخ است: تداوم تنشهای نظامی در قلب منطقههایی که اکثریت جمعیت آن را مسلمانان تشکیل میدهند. این درگیریها، که بیش از یک ماه است ادامه یافته، نه تنها پیامدهای انسانی و اجتماعی فوری دارند، بلکه روندی مخرب و بلندمدت بر پیکرهٔ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جوامع مسلمان بر جای میگذارند.
تحلیل عمیق این پدیده نشان میدهد که در ورای شعارها و ائتلافهای نظامی، گویی هدفی پنهان برای تضعیف و نابودی قدرتِ رو به رشدِ جوامع مسلمان دنبال میشود.
استفاده از خاک همسایگان و تشدید درگیری:
یکی از نتایج ناخواسته (یا شاید خواسته) این تنشها، استفاده از خاک کشورهای همسایه به عنوان بستری برای عملیات نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران است. این امر، علاوه بر نقض آشکار حاکمیت ملی ایران، ناخواسته کشورهای منطقه را به شرکای درگیر در مخاصمات تبدیل میکند. این وضعیت، ایران را نیز ناچار به واکنش در برابر حملاتی میکند که از خاک این کشورها صورت میگیرد. این واکنشها، که معمولاً زیرساختها و پایگاههای نظامیِ مشخصِ دشمن را هدف قرار میدهند، منطقهی وسیعتری را در معرض تنش قرار داده و چرخهٔ درگیری را تشدید میکند.
نابودی منابع و ثروتهای مسلمانان:
متأسفانه، بزرگترین بازندهٔ این روند، امت مسلمان است. هرگونه اقدام نظامی، هرچند محدود به پایگاههای نظامی، منجر به اختلال در زنجیرههای تأمین انرژی، مسیرهای تجاری و جریان سرمایه میشود. این اختلالات، که معمولاً با ترس و عدم قطعیت همراه است، مستقیماً بر قیمت منابع حیاتی مانند نفت و گاز تأثیر گذاشته و ثروتهای منطقه را به سمت بازارهای جهانی و مصرفکنندگان غیرمسلمان سوق میدهد. به عبارت دیگر، با هر روز تداوم این درگیریها، معادن و منابع طبیعی مسلمانان در حال فرسایش و نابودی است؛ فرسایشی که به هیچوجه به نفع خود مسلمانان نیست.
هدف پنهان صهیونیستی: تضعیف قدرت مسلمانان و استعمار نفت و گاز و معادن غنی این کشورهاست (بنابه اظهارات رئیسجمهور دیوانه مسلک آمریکا که صراحتا اذعان به هدف گیری جهت تسخیر نفت داشته):
کاملاً مشخص است پشت پردهٔ این تهاجمات ، طرحی بزرگتر در جریان است. هدف اعلامنشدهٔ صهیونیستها و حامیان آنها، تضعیف چشمگیر قدرتِ اقتصادی، نظامی و سیاسیِ جهان اسلام است. آنها با دامن زدن به اختلافات و تشدید درگیریها، سعی در متلاشی کردن همبستگی اسلامی و کاهش توان چانهزنی مسلمانان در عرصههای بینالمللی دارند. این استراتژی، با مصرف منابع عظیم اقتصادی در کشورهای اسلامی، مانع از تمرکز آنها بر پیشرفت و توسعهٔ داخلی میشود.
غفلت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس:
واقعیت تلخ این است که بسیاری از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، که خود بخشی از جهان اسلام و خاورمیانه هستند، از درک عمق این تهدید غافل ماندهاند یا درگیر اولویتهای کوتاهمدت خود و حتی حب و بغض های سیاسی و مذهبی کورکورانه خود شدهاند. این کشورها، با در اختیار داشتن منابع مالی و انرژی عظیم، میتوانند نقشی کلیدی در تثبیت ثبات منطقه و مقابله با طرحهای تضعیفکننده ایفا کنند. اما عدم درک صحیح از این اولویت استراتژیک، آنها را در موقعیتی آسیبپذیر قرار میدهد و عملاً به اجرای طرحهای مورد نظرِ بازیگران خارجی کمک میکند.
تداوم درگیریهای نظامی در منطقه، صرفنظر از طرفهای درگیر، به شکلی مستقیم و غیرمستقیم در راستای تضعیف قدرت و نابودی منابعِ جوامع مسلمان عمل میکند. این روند، با سوءاستفاده از خاک همسایگان و تشدید تنشها، منابع حیاتی را تحلیل برده و فرصتهای توسعه را از میان میبرد. تا زمانی که درک مشترکی از این تهدید استراتژیک در میان کشورهای اسلامی شکل نگیرد و همکاریها جایگزین درگیریها نشود، منطقه و مردمان آن همچنان در معرض فرسایش قدرت و ثروت خواهند بود.
بهرام جرجانی
کارشناس حقوق





- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای اسلامی منتشر نمیشود.
- نظرات بعد از ویرایش ارسال میشود.