ترکمن سسی - عبدالرضا نظری - تعطلات نوروزی امسال با عید فطر تقارن یافت و نیز بهانه شرکت در مراسمی محلی در راز و جرجگلان فرصتی شد تا به استان خراسان شمالی سفر کنیم .
سفری خانوادگی. دخترم و همسرم. نوه هایمان ایران ۸ ساله و ایلناز ۳ ساله، که با دعوت قبلی یکی از دوستان (بویداش های) دخترم ، در روستای اینچه واقع در خراسان شمالی که برای ضیافت ساختمان جدید خود دعوتمان کرده بود، بهانه ای شد تا این سفرمان رقم بخورد .
صبح سه شنبه چهارم فروردین ماه ۱۴۰۵ در یک روز خوب و بهاری از روستای خودمان شاغال دفه حرکت کردیم . از جاده بین روستایی شاغال دفه ، قره بلاغ تا گنبد پیش گرفتیم، به کلاله رسیدیم. اندکی توقف و ادامه جرکت به سمت گلیداغ.
قبل از جرکت برای آگاهی از وضعیت جاده های منطقه، با گفتگوی تلفنی با امان محمد باشقره مدیر راهداری گنبدکاووس و ناظری یکی از کارکنان راهداری گلیداغ ، وضعیت راه ها را.جویا شده بودم. بعد از پنچ ساعت طی مسیر حوالی ظهر به شهر زیبای گلیداغ رسیدیم . گلیداغ به ترکمنی به معنای کوه پرگل است، به راستی چنینی است به ویزه در ایام بهار و نوروز.
آقای ناظری در گلیداغ از سفرمان اطلاع داشت و هماهنگی صورت گرفته بود، به محض رسیدن به این شهر ما را برای نماز، استراحت و صرف نهار دعوت کرد. دور همی کوتاه اما خاطره انگیز، ساعتی دور یک سفره پربرکت با غذای سنتی سولی بورگ، جای دوستان را خالی کردیم. در این فاصله فرصت بود تا برای تبریک عید با عباس آخوند علیزاده امام جمعه و یاشار سیوکی بخشدار گلیداغ و نوری شهردار گلیداغ و میثاقی رییس راهداری گلیداغ تلفنی صحبت کنم.
هر قدر از گلیداغ به سمت راز و جرچگلان پیش می رفتیم تفاوت آب و هوا و پوشش گیاهی آشکارتر می شد. خشکی و تفاوت آب و هوای استان خودمان گلستان را با آب و هوای در خراسان را براحتی احساس میکردیم .
از مسیر فوق به طرف آشخانه پیش رفتیم ، راه ناهموار بود اما طبیعت کنار جاده دیدنی. برای اولین بار بود که به این منطقه سفر میکردم و سفر به این منطقه برایم جذابیت داشت.
در مسیر حرکت مان در منطقه آشخانه، انبوه مزارع گندم و جو و سرسبزی کوهپایه ها چشم نواز و دل انگیز بود.
هرچه مسافت بیشتری می رفتیم میزان سرسبزی و ارتفاع مزارع کشاورزی کمتر به نظر میرسید و کوهپایه ها نیز خلوت تر و کم رنگ تر. کوه های بلند با فاصله از هم با شیب های تند و خطرناک در طول مسیر دیدیم. گاهی چاله های ریز و درست در مسیر جاده دیدیم. اکنون حدود یک ساعت مسیر از گلیداغ فاصله گرفته بودیم.
تابلوی ورود به منطقه مانه و سملقان آشخانه را کنار جاده دیدیم، اکنون تفاوت آب و هوایی اینجا با منطقه خودمان (گلستان) کاملا محسوس بود. با وجود طبیعت بهاری انتظار سرسبزی بیشتری داشتیم. گویی بارش های کم و خشک شدن رودخانه اترک در چند سال گذشته مزید این وضعیت بود.
جاده پر پیچ و خم کوهستان و رفت آمد کمتر بود. به زور ساعتی یک خودرو از کنارمان می گذشت. فاصله بین روستاهای این منطقه نیز نسیبتا قابل توجه بود. پس از گذشتن از چندین روستای بزرگ و کوچک ، با دیدن تابلوی کوچک مسیر روستای اینچه درکنار جاده ، از جاده اصلی به فرعی پیچیدیم...
ادامه دارد...





- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای اسلامی منتشر نمیشود.
- نظرات بعد از ویرایش ارسال میشود.