ترکمن سسی - بهرام جرجانی - در هفتههای اخیر، در بسیاری از رسانههای بینالمللی استعاره ای می بینم با عنوان: به نقل از «افراد مطلع که نخواستند نامشان فاش شود» از افزایش احتمال اقدام نظامی علیه ایران سخن گفتهاند.
این ادبیات خبری، هرچند در چارچوب حرفهای روزنامهنگاری بینالمللی سابقه دارد، اما در موضوعی به سنگینی «جنگ»، واجد پیامدهای حقوقی، سیاسی و روانی گسترده است.
مسئله اصلی نه صرفاً صحت یا عدم صحت این ادعاها، بلکه نسبت آنها با اصل مسئولیت رسانهای است.
۱. اصل قابلیت راستیآزمایی
در استانداردهای حرفهای خبر، منبع ناشناس زمانی پذیرفتنی است که:
افشای نام او خطر جدی ایجاد کند،
و اطلاعات ارائهشده دارای شواهد مستقلِ تکمیلی باشد.
اما در موضوعی مانند «احتمال جنگ»، که میتواند بازارهای مالی، امنیت منطقهای و افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دهد، تکرار مداوم گزارههای غیرقابل راستیآزمایی عملاً مرز میان تحلیل، گمانهزنی و خبر قطعی را مخدوش میکند.
از منظر حقوق ارتباطات، انتشار ادعاهای فاقد سند علنی درباره اقدام نظامی، بدون ارائه شواهد عینی همتراز، میتواند در حوزه «ایجاد نگرانی عمومی مبتنی بر اطلاعات غیرقابل اثبات» قابل بحث باشد؛ حتی اگر از نظر شکلی در قالب نقل قول منتشر شود.
۲. تمایز میان «رصد امنیتی» و «تصمیم به جنگ»
در ادبیات حقوق بینالملل، آغاز مخاصمه مسلحانه مستلزم تصمیمات سیاسی و نظامی آشکار، جابجاییهای قابل رصد، و غالباً مواضع رسمی دولتهاست.
تا زمانی که این نشانههای علنی مشاهده نشود، طرح «احتمال حمله قریبالوقوع» صرفاً در سطح فرضیه باقی میماند.
تبدیل فرضیه به تیتر قطعی، ولو با اتکای صوری به منابع بینام، از نظر حرفهای قابل مناقشه است.
۳. اقتصاد خبر و تولید نااطمینانی
نظام رسانهای معاصر بر سرعت، رقابت و جلب توجه استوار است. در چنین فضایی، «ابهام امنیتی» به کالای خبری جذاب تبدیل میشود. اما جذابیت رسانهای نمیتواند جایگزین دقت و مسئولیت شود.
وقتی افکار عمومی به طور مستمر با تیترهای مبتنی بر منابع ناشناس درباره جنگ تغذیه میشود، نتیجه آن شکلگیری «وضعیت اضطراب دائمی» است؛ وضعیتی که ممکن است هیچ پشتوانه عینی فوری نداشته باشد.
۴. دروغ یا ادعای اثباتنشده؟
از منظر حقوقی، اطلاق واژه «دروغ» مستلزم اثبات خلاف واقع بودن یک گزاره است.
آنچه در اینجا با آن مواجهیم، بیش از آنکه دروغ اثباتشده باشد، ادعاهای اثباتنشده و غیرقابل ارزیابی مستقل است.
تفاوت میان این دو، تفاوتی بنیادین است.
نقد حرفهای اقتضا میکند گفته شود:
تا زمانی که شواهد رسمی، اعلام مواضع علنی و نشانههای میدانی همسطح ارائه نشود، این گزارشها در قلمرو گمانهزنی باقی میمانند و نباید بهمثابه واقعیت قطعی بازنمایی شوند.
جمعبندی
رسانه آزاد، رکن شفافیت جهانی است؛ اما آزادی رسانهای همزمان با مسئولیت تعریف میشود.
در موضوعی به سنگینی جنگ، اتکا به «منابع بینام» بدون ارائه قرائن قابل راستیآزمایی، بیش از آنکه افشاگرانه باشد، تولیدکننده ابهام است.
افکار عمومی حق دارد بداند:
میان «خبر مستند»، «تحلیل»، و «گمانهزنی امنیتی» مرز وجود دارد.
و عبور مکرر از این مرز، حتی اگر در قالب نقل قول باشد، از منظر حرفهای و حقوقی قابل نقد جدی است.
بهرام جرجانی
کارشناس حقوق و فعال اجتماعی
Legal Expert | Social Justice Advocate






- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای اسلامی منتشر نمیشود.
- نظرات بعد از ویرایش ارسال میشود.