ترکمن سسی - بهرام جرجانی - یک جمله از سخنان اخیر حجتالاسلام نورعلی دیلم، رئیس مرکز اسلامی گلستان، بیش از آنکه یک خبر باشد، میتواند آغاز یک گفتوگوی جدی درباره آینده اجتماعی استان باشد: «گلستان از وحدت شعاری و زبانی عبور کرده و الگوی وحدت عملی است.»
این جمله، اگر صرفاً در قاب یک خبر باقی بماند، بهسرعت فراموش میشود؛ اما اگر به یک مطالبه اجتماعی تبدیل شود، میتواند فصل تازهای در روایت گلستان رقم بزند.
در این میان، شایسته است از نقش و منش حجتالاسلام نورعلی دیلم با نگاهی درخور یاد شود؛ شخصیتی که در سالهای مسئولیت خود، تقریب را نه در حد یک عنوان اداری و وحدت را نه در قالب یک شعار مناسبتی، بلکه بهمثابه یک رسالت اجتماعی دنبال کرده است. در نگاه او، تفاوتهای قومی و مذهبی نه تهدیدی برای انسجام، که بخشی از سرمایه فرهنگی و اجتماعی گلستان است؛ از همین رو، تأکیدش بر کشف، معرفی و برجستهسازی مصادیق واقعی همزیستی، برخاسته از نگاهی عمیق، واقعگرا و مردممحور است. دیلم را میتوان از جمله مدیرانی دانست که به جای سخن گفتن صرف از وحدت، در پی ساختن ادبیات تازهای برای روایت وحدت است؛ ادبیاتی که ریشه در تجربه تاریخی مردم گلستان دارد و میتواند این استان را از یک «نمونه قابل ستایش» به یک الگوی قابل ارائه و الهامبخش در عرصه همزیستی ملی بدل کند.
گلستان سالهاست خانه اقوام و مذاهب مختلف است؛ ترکمن، فارس، سیستانی، بلوچ، قزاق و دیگر اقوام، شیعه و اهل سنت، در این جغرافیا نه فقط کنار یکدیگر، بلکه در بسیاری از بزنگاهها پشتوانه یکدیگر بودهاند.
اما وحدت واقعی را نباید فقط در همایشها و مناسبتها جستوجو کرد.
وحدت آنجاست که تفاوت قومی و مذهبی، مانع اعتماد، خدمت، فرصت و عدالت نشود.
گلستان؛ وحدت را باید دید، نه فقط شنید
خیرینی که بدون پرسیدن مذهب نیازمند، دست یاری دراز میکنند؛ همسایههایی که در شادی و رنج یکدیگر شریکاند؛ کسبهای که اعتماد را بر تعلقات قومی مقدم میدانند و جوانانی که فارغ از مرزبندیهای هویتی برای آینده استان تلاش میکنند؛ اینها مصادیق زنده «وحدت عملی» هستند.
و دقیقاً همینجاست که پیشنهاد رئیس مرکز اسلامی گلستان به رسانهها اهمیت پیدا میکند:
رسانه نباید فقط درباره وحدت خبر بدهد؛ باید خودِ وحدت را روایت کند.
باید آن را در زندگی مردم پیدا کرد، به تصویر کشید و به نسل امروز و فردا نشان داد.
اما یک گام مهمتر هم وجود دارد.
اگر وحدت گلستان یک سرمایه اجتماعی است، باید بتوانیم آن را به ظرفیتی برای توسعه استان تبدیل کنیم؛ از همکاری اقتصادی و گردشگری تا مشارکت اجتماعی، حمایت از کسبوکارهای محلی و توزیع عادلانه فرصتها.
گلستان نباید صرفاً به استانی با اقوام و مذاهب گوناگون شناخته شود؛ باید به استانی شناخته شود که تفاوتها را به فرصت همکاری تبدیل کرده است.
وحدت نیز به معنای حذف تفاوتها نیست. زیبایی گلستان دقیقاً در این است که میتوان متفاوت بود و در عین حال، یکدیگر را پذیرفت.
شاید امروز در کنار «سواد تقریب»، به سواد همزیستی نیز نیاز داریم؛ اینکه یاد بگیریم چگونه متفاوت باشیم، بدون آنکه مقابل هم قرار بگیریم؛ چگونه نقد کنیم، بدون آنکه توهین کنیم و چگونه هویت خود را پاس بداریم، بدون آنکه هویت دیگری را کوچک بشماریم.
اگر گلستان واقعاً «الگوی وحدت عملی» است، نباید فقط این را بگوید؛
باید آن را نشان دهد.
رسانهها روایت کنند، مدیران این سرمایه را به فرصت تبدیل کنند و مردم، ثمره آن را در زندگی خود ببینند.
چرا که وحدت واقعی نه در بنرها و تریبونها، بلکه در یک رفتار ساده معنا پیدا میکند:
«تو همشهری منی؛ من کنار تو هستم.»
و شاید رسالت امروز ما همین باشد؛ اینکه تجربه ارزشمند همزیستی گلستان را از یک واقعیت خاموش به یک روایت ماندگار ملی تبدیل کنیم.
گلستان اگر الگوست،
باید وحدتش را زندگی کند؛ رسانه باید آن را روایت کند؛ مدیران باید آن را به فرصت تبدیل کنند و مردم باید ثمرهاش را ببینند.
بهرام جرجانی
کارشناس حقوق و فعال اجتماعی





- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای اسلامی منتشر نمیشود.
- نظرات بعد از ویرایش ارسال میشود.